صالح عضيمة (مترجم: سيد حسين سيدى)

321

معنا شناسى واژگان قرآن (فرهنگ اصطلاحات قرآنى) (فارسى)

همچنين مىگويد : « اين آيه ، چنان كه مىبيند ، تقريبا با آيهء هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ السَّكِينَةَ فِي قُلُوبِ الْمُؤْمِنِينَ لِيَزْدادُوا إِيماناً مَعَ إِيمانِهِمْ وَ لِلَّهِ جُنُودُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ كانَ اللَّهُ عَلِيماً حَكِيماً « 1 » مطابقت دارد . پس سكينه در اين آيه ، با روح آيهء پيشين و افزايش ايمان در اين آيه و كتابت ايمان در آن آيه منطبق است . اين انطباق را در ذيل آيهء وَ لِلَّهِ جُنُودُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ تأييد مىكند . چون قرآن لشكريان را بر فرشتگان و روح اطلاق مىكند و از حيث بافت به اين آيه ، آيات : فَأَنْزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلى رَسُولِهِ وَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ وَ أَلْزَمَهُمْ كَلِمَةَ التَّقْوى وَ كانُوا أَحَقَّ بِها وَ أَهْلَها « 2 » ؛ و فَأَنْزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلَيْهِ وَ أَيَّدَهُ بِجُنُودٍ لَمْ تَرَوْها « 3 » ، نزديك است . » در سخنى ديگر به عنوان نتيجه‌اى قابل توجّه مىگويد : « سكينه روح الهى است و يا روح الهى را از امر خداوند ايجاب مىكند و موجب آرامش و قرار نفس و اطمينان مىشود . بديهى است كه اين سخن موجب خارج شدن سخن از معناى ظاهرى آن و كاربرد سكينه به معناى آرامش قلب و عدم پريشانى در روح الهى نمىگردد . » در جايى ديگر مىگويد : « سكينه مرتبه‌اى از مراتب نفس در كمال است كه موجب آرامش درون و اطمينان به امر خداوند مىگردد . » در الامتاع و الموأنسه ، ابو حيّان شب چهاردهم را انتخاب مىكند تا همدم او با سخن در باب سكينه انس گيرد و ما آنچه كه برايمان اهميّت دارد از آن نقل مىكنيم و مسائل فرعى آن را - كه به نوعى به موضوع وابستگى دارند ولى دخيل نيستند - رها مىكنيم . از ابو سليمان منطقى حكيم دربارهء سكينه پرسيد و او پاسخ داد كه : « سكينه‌ها فراوانند : طبيعى ، نفسانى ، عقلانى و الهى . » طبيعى ، همان اعتدال مزاج به همزيستى و هماهنگى درونى است كه براى شخص ايجاد مىشود و گاهى وقار ناميده مىشود و عقل در آن تأثيرى آشكار دارد و زينتى مقبول است .

--> ( 1 ) - فتح ( 48 ) آيهء 4 : اوست آن كس كه در دلهاى مؤمنان آرامش را فروفرستاد تا ايمانى بر ايمان خود بيفزايند و سپاهيان آسمانها و زمين از آن خداست ، و خدا همواره داناى سنجيده كار است . ( 2 ) - همان ، آيهء 26 : پس خدا آرامش خود را بر فرستادهء خويش و بر مؤمنان فروفرستاد ، و آرمان تقوا را ملازم آنان ساخت و [ در واقع ] آنان به [ رعايت ] آن [ آرمان ] سزاوارتر و شايستهء [ اتّصاف به ] آن بودند . ( 3 ) - توبه ( 9 ) آيهء 40 : پس ، خدا آرامش خود را بر او فروفرستاد و او را با سپاهيانى كه آنها را نمىديديد ، تأييد كرد .